مولانا در فیه ما فیه می گوید:
اگر راه ها مختلف است، اما مقصد یکی است. نمی بینی که راه کعبه بسیاراست؟ بعضی را راه از روم است و بعضی را از شام و بعضی را از عجم و بعضی را از چین و بعضی را از راه دریا، از طرف هند و یمن. پس اگر در راه ها نظرکنی، اختلاف عظیم و مباینت بی حد است.

اما چون به مقصود نظرکنی، همه متفقند و یگانه و همه را درون ها به کعبه متفق است و درون ها را به کعبه ارتباطی و عشقی و محبتی عظیم است، که آن جا هیچ خلاف نمی گنجد. آن نه تعلق به کفراست و نه ایمان.

چون آن جا رسیدند دانستند جنگ و اختلاف که در راه ها می کردند و این او را می گفت " تو باطلی و کافری " در راه بود و مقصودشان یکی بوده است.

شعاعی از نورانیت سلوک ابوسعید ابوالخیر
شیخ ابو سعید ابوالخیر می گوید: ما در ابتدای سیر و سلوک، کارهای زیر را برخود واجب کردیم:
روزه بردوام داشتیم، ازلقمه حرام پرهیز کردیم، ذکر بر دوام گفتیم، شب بیداربودیم، پهلو برزمین ننهادیم، خواب جزنشسته نکردیم، روی به قبله نشستیم، تکیه نزدیم، درمحرمات نگاه نکردیم، گدایی نکردیم، قانع بودیم، پیوسته درمسجد نشستیم و دربازارها نشدیم، هرشبانه روز ختمی کردیم، دربینایی کور بودیم، درشنوایی کربودیم و درگویایی گنگ.
حالات و سخنان ابوسعید با تصحیح استاد شفیعی کدکنی

