تبليغاتX
حامي
یادی از فیلسوف شفاهی پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 10:21

احمد فردید با نام واقعی سید احمد مهینی یزدی (۱۲۸۹یزد - ۲۵ مرداد ۱۳۷۳ خورشیدی تهران) فیلسوف و اندیشمند معاصر ایرانی است که در دوران حیات خود هیچ کتابی منتشر نکرد؛ کتاب "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" مجموعه‌ای است از درس‌گفتارهای وی که پس از مرگش به همت مرحوم دکتر مددپور منتشر شد.

 

فردید بعد از جنگ دوم جهانی در فرانسه و آلمان به مطالعه فلسفه معاصر اروپایی مخصوصا اگزیستانسیالیسم و فلسفه مارتین هایدگر در آلمان پرداخت. او در دهه پنجاه و شصت در دانشگاه تهران به طرح اندیشه هایدگر در درس‌گفتارهای خود در رشته فلسفه مشغول شد که البته تا آن زمان کسی با اندیشه‌های او در ایران چندان آشنایی نداشت. وی در ترجمه برخی اصطلاحات هایدگر به زبان فارسی برابرهای تازه‌ای پیشنهاد کرد که برخی از آن‌ها هنوز در میان فلسفه‌دانان رایج است و برخی دیگر هم رواجی نیافت و به همان حلقه شاگردان او محدود ماند.

 

وی در دانشکده های الهیات و معارف اسلامی و ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نیز به تدریس پرداخت. با انتشار کتاب "غربزدگی" جلال آل احمد در سال 1340 که عنوانش اصطلاحی از فردید است توجه بیشتری به فردید جلب شد.

 

فردید زمانی که در دانشکده ادبیات تدریس می کرد همچنان از انتشار آثار خود خودداری می کرد به طوریکه به "فیلسوف شفاهی" معروف شد؛ در همین ایام مدتی برنامه سخنرانی هفتگی خود با عنوان "درآمدی به حکمت معنوی" در تلویزیون داشت و متن چند تقریر نیز از او چاپ و منتشر شد.

 

تصاویری از احمد فردید در یک گفتگوی تلوزیونی

 

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 فردید از انقلاب استقبال و جلسات سخنرانی منظمی برقرار کرد که از فروردین 1358 تا مهر 1361 تداوم یافت. وی در این سخنرانی ها به بیان نظرات فلسفی و حکمی خود و همچنین موضع گیری صریح سیاسی و اظهارنظرهای تند در باره جریانها و چهره های سیاسی و فکری مطرح آن ایام می پرداخت.

 

از سال 1370 فردید در حالی که حدود 80 سال از عمر وی می گذشت جلسات خانگی و خصوصی اش را نیز تعطیل کرد و سر انجام در 25 مرداد 1373 در منزل شخصی خود در حالی جان به جان آفرین تسلیم کرد که همچنان از انتشار آثار خود خودداری کرده بود.

 

او نظیر هایدگر، کاپیتالیسم و سوسیالیسم را اشکال متافیزیک نیست‌انگار غرب و اشکال فلسفی اسارت انسان در دوره معاصر می‌دانست و این نظر مخالفت بسیاری را در اروپا با تفکر هایدگر و در ایران با تفکر فردید به همراه داشت. مخالفت هایدگر با دو جریان فوق، ناشی از مخالفت او با تکنیک به مثابه چنبر اسارت انسان در قرن بیستم ناشی می‌شد.

 

به هر حال نمی توان این واقعیت را که فردید یکی از جریان سازان فکری معاصر در ایران و به خصوص چند دهه اخیر بوده را منکر شد. هر چند که افرادی چون دکتر عبدالکریم سروش با انتقاد از نظرات وی، او را دارای ذهن و زبانی پریشان دانسته و برخی حتی در برخی نوشته هایشان، فردید را به عنوان «تئوریسین خشونت» و حتی نخستین اشاعه گر یهودستیزی در ایران دانسته اند اما افرادی چون محمد مددپور و سید مرتضی آوینی را باید از جمله متاثران اندیشه های فردید نامید که تاثیراتی بسزا را در فضای اندیشه ایرانیان بر جای گذاشته اند.

 

****

 

بدون رد یا تائید نظرات فردید، از باب ماجرای "من قال" و "ما قال" بخشی هایی از جملات جالب توجه و زیبای او را در زیر می خوانیم:

 

- به نام خداي پس فردا شروع مي‌كنم، بنام خداي لطف پس فردا، آن خدائي كه انسان پس فردا و آينده مظهرش خواهد بود.

 

-  اما انتظار چيست؟ انتظار بازگشت خدای لطف در تاريخ

 

- اگر حجاب از روي اشياء برداشته شود، انسان مي‌رود به آسمان بعد به اسماء، بعد به خداي پريروز و پس فردا

 

- توحید حقیقی نمیتواند از محبت جدا باشد.

 

- زود آمده‌ام ، فلسفه من تعلق به پس فردا دارد.

 

- حوالت من: گامی به واپس ، به زمان پریروز ، اما پریروز محال است ، پس فردا ممکن

 

- من فلسفه را با فلسفه رد میکنم.

 

- انسان موجودی است در كشاكش ميان حصول و حضور كه تاريخي است.

 

- انساني كه شخصيت دارد، يعني ذاتش متعالي از وجودش است.

 

-  انسان فرشته نمیتواند شد ، حیوان هم نمیتواند شد ، اصلا این وضع تراژدی حیات انسان است.

 

-  ذات انسان را میشود تعریف کرد به "موجودی که در کشاکش مفهوم و معناست"

 

-  جز انسان ، هیچ موجودی تاریخ ندارد.

 

-  مساله اساسی در حکمت " نسبت انسان با زمان " است.

 

-  از غربزدگی می توان با خودآگاهی و دل آگاهی گذشت.

 

-  نمیشود سیاست و هنر و فلسفه را از هم جدا کرد.

 

-  حضور خودبنیادانه عارفانه ، کمال نیست انگاری است.

 

-  خدائی که در فلسفه اثبات میشود متعالی نیست و این اغلب فراموش میشود.

 

-  کین توزی حوالت تاریخی جهان است.

 

-  اين محيط زيست اصلي انسان كه دل انسان است ، آلوده است.

 

-  آيا بدون ايمان به غيب مي‌شود عدالت را به جامعه آورد ؟ من میگویم نمی شود.

 

-  انسان در پايان تاريخ از افق انقلابي نگاه مي‌كند و بر روي جهان امروز خنجر مي‌كشد.

 

-  روزگار ما روزگار عسرت است و خنده غافلانه

 

-  ما در دامگه عوارض این جهانیم...

 

-  اکنون تصوف فقط تصوف نظری است ، آن تصوف عملی صدر اسلام رفته است.

 

-  صدر تاريخ ما، ذيل تاريخ غرب است.

 

-  ما از فروع غربي به اصول غربي نرفتيم.

 

.....................................

منابع:

دانشنامه ویکی پدیا

سایت اختصاصی احمد فردید

باشگاه اندیشه

 

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |