تبليغاتX
حامي
فی لطائف اسرار التوبه ... جمعه هفتم تیر 1387 19:44

آيا مي‌توان از گناه راهي به سوي حق پيمود؟ آيا ارتكاب گناه صرفا به معناي درافتادن در گرداب نافرماني و مرداب معصيت است يا مي‌توان از "طريق گناه" هم به "صراط المستقيم" هدايت شد؟ خواجه عبدالله انصاری در کتاب منازل السائرین ذیل باب توبه، در بخش "لطائف اسرار التوبه" در پاسخ به اين دست سئوالات نوشته است:

 

و لطائف اسرار التوبه ثلاثه اشیاء:

اوَّلها: أن تنظر إلیَ الجنایه و القضیه، فتعرفَ مرادَ الله فیهَا اذ خلاَک و إتیانها، فإن الله عز و جل إنما یخلی العبد و الذنب لأحد معنیین، أحدهما: أن یعرف عزته فی قضائه، وبره فی ستره، و حلمه فی إمهال راکبه، و کرمه فی قبول العذر منه و فضله فی مغفرته. و الثانی: أن یقیم علی عبده فی حجه عدله، فیعاقبه علی ذنبه بحجته ...

 

تلمسانی در شرح خود بر کتاب خواجه چنین آورده است: " هذه اللطیفه الاولی من الثلاثه لطائف قد فصلها الشیخ تفضیلا یستعنی عن الشرح، فانها واضحهٌ، و حاصلها الاشتغال بما من الله تعالی به عن ذکر الخطیئه، فان العبد اذا نظر إلی أن الله تعالی هو الذی مکنهُ من الخطیئه، کان ملاحظا لمراداته تعالی، مُستانسا به، لأنه لا ینازعُ الله تعالی فی مُلکه... فاما قوله: ان یعرف عزته فی قضائه، ای انه عزَّ فحکم، ای حکم علی العبد بما لا یقدر علی ردّه، و ذاک لکمال عزه، اذ من عز حکم، فیعرف العبد عزه سیده، فیشتغل بمشاهدتها عن ذل المعصیه، فیکون مع الله تعالی لا مع نفسه...."

 

تنها یکی از لطائف توبه در متن فوق العاده بالا مورد اشاره و تشریح قرار گرفته است. خواجه عبدالله انصاری نخستین لطیفه ای که از توبه مترتب می گردد را توجه بنده به جنایت، گناه یا نافرمانی که از او سرزده می داند. بر این اساس بنده گنهکار با مشاهده کاری که انجام داده درمی یابد که خدا او را در انجام گناه مخیر گذاشته بوده است؛ پس به اندیشه می پردازد که قصد حضرت حق از مخیر گذاشتن او بر انجام معصیت چه بوده است؟ به اندیشه فرو می رود که به واقع چه مسائلی وجود داشته که بدون انجام گناه نمی توان آن ها را درک کرد؟ به گفته خواجه پس از این تفکر مختصر، به نتایجی موجز دست می یابیم:

 

نخست با عزت در حکم کردن حق تعالی مواجه می شویم. اوست که در عین قدرت تام، امکان ارتکاب گناه را برای کوچکترین بنده اش آزاد گذاشته، اما آیا او به محض ارتکاب نافرمانی، بنده اش را عقاب می کند؟ ابدا! اینجاست که با نیکی و احسان فرمانروای عالمیان مواجه می شوی ... حضرت حق پرده دری نمی کند؛ شاید اگر گناه نبود و انسان امکان ارتکاب گناه را نمی داشت، هرگز حقیقت ستار بودن حضرت حق  درک نمی شد ...

 

 

اما داستان به همین جا ختم نمی شود. چرا؟ آخر در حالی که ما سوار بر اسب معصیت شده و چهار نعل می تازیم، خداوند بزرگ با حلم و صبر، ما را مشاهده می کند؛ او با تمام عظمتش در برابر نافرمانی بنده حقیر خود بردبار و شکیب است. حال بنده این خدا، مرتکب گناه شده است. از این پس چه کند، از این جا به بعد چه چیز را مشاهده می تواند کرد؟ او اینجا پس از مشاهده عزت در حکم، احسان در ستر گناه و نهایتا حلم پروردگار با کرم آفریدگار هستی مواجه می شود؛ کرم او در پذیرش عذر بنده گنهکار! اوست که فرمود "فتاب علیهم، انه هو التواب الرحیم". اینجا راه بر گنهکار بسته نیست. صد بار اگر توبه شکستی بازآ که این درگه ما درگه نومیدی نیست. خدای ما کریم است و عذر گنهکار را می پذیرد.

 

اما چه تضمینی برای پذیرش عذر گنهکار وجود دارد؟ اینجا درس دیگری نهفته است و آن اینکه حضرت حق جل و اعلی نه تنها با کرم خود عذر گنهکار را پذیرفته بلکه با فضل خود ابواب بخشایش گناه را به روی او گشوده است ... این خدای ماست.

 

بنابراین پس از ارتکاب گناه می توان به جای مشغول شدن به ذلت معصیت، به عزت خدایی پرداخت که امکان گناه کردن را برای مان فراهم کرده؛ او هرگز نگفته گناه کنید، اما جز معدود کسانی، همه گناهکارند و هیچ کس را داعیه عصمت نیست. به واقع باید دید چرا انسان امکان گناه کردن را داراست؟ پس می توان از این گناه درس گرفت و تنها بخشی از آنچه می توان در پس سیاهی گناهان یافت، ورود به راه شناخت خدا از طریق روشن توبه است ...

 

يا علي

 

حامي

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |