حامي
<<اندیشه ... عرفان>>
محبت بيامد، معصيت ببُرد!
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 17:36
گاه در عرصه عرفان روايت هايي با هدف نمايش يا اثبات گستردگي عطوفت و بخشندگي پروردگار عالم مورد اشاره و تاكيد قرار ميگيرد. اين كه "ان الله يغفر الذنوب جميعا" و اين كه رحمت خداوند بر غضب او سبقت دارد از مواردي است كه عارف براي دلداري گنهكار بر آن ها تاكيد مي كند؛ به همين ترتيب است روايتي كه بر اساس آن خداوند متعال مي فرمايد " اگر بندگانم گناه نمي كردند تا آن ها را ببخشم، قوم ديگري خلق مي كردم ..." استدلال روايت كنندگان اين قبيل مطالب متوجه لزوم تجلي تمام اسماء و صفات الهي است و اسم "غفار" خداوند قطعاً در صورت وجود گناه بندگان است كه متجلي خواهد شد...

اخيراً كتاب " عرفان و رندي در شعر حافظ " به قلم داريوش آشوري را مي خواندم؛ در آن به نقل از كشف الاسرار ميبدي ذكر شده است:
" بويزيد بسطامي، قدس الله روحه در راهي مي رفت، آواز جمعي به گوش وي رسيد. خواست آن حال بازداند؛ فراز رسيد. كودكي ديد در لژن سياه افتاده و خلقي به نظاره ايستاده؛ همي ناگاه مادر آن كودك از گوشه اي در دويد و خود را در ميان لژن افكند و آن كودك را برگرفت و برفت.
بويزيد چون آن بديد وقتش خوش گشت. نعره اي بزد، ايستاده و مي گفت: "شفقت بيامد ، آلايش ببُرد! محبت بيامد، معصيت ببُرد! عنايت بيامد، جنايت ببُرد!... "
واهي نخواهد بود كه آرزوكنيم درياي بيكران محبت حضرت حق آلايش ها و پيرايه هايمان را بزدايد و چون مهر آن مادر معصيت هايمان را ببرد...
يا علي
حامي
نوشته شده توسط حامي
| لینک ثابت |

