تبليغاتX
حامي
تقابل دو انديشه خيرخواه جمعه سوم آذر 1385 16:27

(( تقابل دو انديشه خيرخواه ))

{{ سروش / نصر }}

رسول گرامي اسلام(ص) اختلاف بين علما را موجب نزول بركات الهي عنوان مي‌فرمايند و اين خود يكي از هزاران گواهي است كه مي‌توان در خصوص اعتناي فراوان دين مبين اسلام به دانش و معرفت برشمرد. هر چند كه امروزه متاسفانه انديشيدن به گوهري كمياب و بعضا ناياب تبديل شده اما در عرصه‌هايي مي‌توان انديشمنداني را ديد كه با اهداف خيرخواهانه به توليد فكر مشغولند و اطرافيان و مخاطبانشان را نيز از پذيرش چشم و گوش بسته تعاليم حاضر و آماده باز مي‌دارند.

جاي بسي تاسف است كه در ايران امروز كم مي‌توان كساني را يافت كه اين‌گونه باشند؛ يعني سخني نو( با پشتوانه عقل، منطق يا معرفت) بر زبان رانده و يا به عرصه‌ انديشه وارد كرده‌ باشند. مجال اين سخن در اين مختصر نمي‌گنجد كه اگر اين سخن را پيگيري كنيم سرانجامش بسيار طويل خواهد شد.

شايد بتوان دو مورد از چنين متفكران معاصرمان را "دكتر سيد حسين نصر" و "دكتر عبدالكريم سروش" دانست؛ اين دو گرامي از انديشمندان معاصر ما هستند كه با تاسف بسيار هر دو خارج از وطن به تعليم و تعلم مي‌پردازند و اين خود قصه‌اي دراز است كه بايد درباره علل و ريشه‌هايش مفصل سخن گفت.

برخي منتقدان دكتر سروش، وي را تنها فردي مي‌دانند كه به ترجمان انديشه‌هاي غربي براي جامعه‌اي شرقي پرداخته و اين امر را به عنوان دليلي براي تاختن به انديشه‌هاي او مفروض داشته‌اند كه به نظر مي‌رسد چنين رويكردي اشتباه و ناصواب باشد؛ چرا كه بر اساس تعاليمي چون "اطلبوا العلم و لو بالصين" يا مواردي چون " ... و سيروا في‌الارض" همه ما به طور مشخص به مشاهده آراء و تجربيات جوامع ديگر يا حتي در مواردي دريافت تجريبات ارزنده آن‌ها تشويق شده‌ايم. البته شكي نيست كه كپي برداري صرف از آراء و عقايد ديگران هنر خاصي نيست اما مطالعه و بهره‌برداري از آن و يا شبيه‌سازي جوامع و اخذ نتايج خاص كه مفيد و قابل استفاده باشد، قطعا سودمند و اقدامي در راستاي توليد انديشه ارزيابي مي‌گردد.

از سوي ديگر نظرات دكتر سيد حسين نصر به عنوان يكي از متفكران معاصر كه از پرچم‌داران مخالفت و مقابله جدي با مدرنيته ( به عنوان حركتي ضد سنت و مخرب آن) است بسي جاي تامل و تعمق دارد؛ متاسفانه درباره دكتر نصر هم عده‌اي در كشور عزيزمان به سم‌پاشي‌هاي بي‌مورد پرداخته و با طرح مباحثي كليشه‌اي ( كه البته برخي از آن‌ها ناخوشايند است) به تخريب او مي‌پردازند اما آن‌ها نبايد فراموش كنند كه سيد حسين نصر امروز از معدود كساني است كه با علم و بر پايه‌ استدلال‌هاي متقن به دفاع از تعاليم اسلامي كه اغلب در جوامع غربي مظلوم واقع شده‌اند پرداخته و مي‌پردازد.

دکتر سید حسین نصر

با توجه به تصريح مولاي حق‌جويان درباره "من قال" و "ما قال"، حرف و حديث‌هايي كه درباره افراد مطرح شده و مي‌شود، البته ارزش خاص قابل توجهي نخواهد داشت؛ لذا به طور اجمالي به تقابل ديدگاه‌هاي اين دو متفكر در موضوع "سنت و مدرنيته" كه از دغدغه‌هاي نگارنده اين سطور نيز هست، مي‌پردازيم:

نظرات دكتر نصر پيرامون مدرنيته پيش از اين و در همين وبلاگ به طور مختصر مطرح شده اما دكتر سروش نوع نگاه وي به اين مساله را نقد كرده و در يك تقسيم‌بندي جالب اسلام را به دو گونه "اسلام هويت" و "اسلام معرفت و حقيقت" تقسيم بندي كرده است؛ وي يادآور شده كه "اسلام معرفت" به ما معرفت مي‌آموزد و "اسلام هويت" ما را هويت مي‌بخشد ... ( دكتر سروش در اين باب مثالي با اين مضمون از دكتر شريعتي نقل مي‌كند: مرحوم شريعتي را خدا رحمت كند كه مي‌گفت: يك عده‌اي از ده محمدآباد دسته(عزاداري) راه مي‌اندازند في ‌سبيل‌الله، حال آن‌كه في‌ سبيل‌الله نيست و في سبيل ده محمدآباد است! ... ) وي تاكيد دارد كه "سنت‌گرايان" همان "هويت گرايانند"، نه حالا كه از مدت‌ها پيش.

اين متفكر معاصر درباره "سيد حسين نصر" و عقايدش چنين مي‌گويد: من آقاي دكتر نصر را "پيامبر اسلام هويت" خوانده‌ام؛ مهم ترين محوري كه در كتاب‌ها و سخنراني هاي ايشان وجود دارد اين است كه مسلمانان امروزه كسي هستند، ‌چون در گذشته كسي بوده‌اند؛ من تاثيرات سخنان وي را در اقليت‌ مسلمان موجود در اروپا و آمريكا به وضوح ديده‌ام. به آن‌ها غرور مي‌دهد تا از مسلماني خود شرمنده نباشند بلكه به آن مفتخر باشند. بلي اين هويت را بر "درك سنتي از دين" بنا مي‌كند، سنتي تعريف نشده و مبهم و غيرقادر بر حل موضوعات عملي و معرفتي دنياي جديد و طفره‌رونده از طرح آن‌ها ...

دكتر سروش در جاي ديگري در اين خصوص مي‌گويد: اين قصه سنت و مدرنيته و احكام عجيبي كه بر آن مترتب كرده‌اند به گمان من محصول پاره‌اي از سست‌انديشي‌ها در اين زمينه است و با جهد اندك مي‌توان آن خطاها را رفع نمود و به نتايج بزرگ دست‌ يافت ... شما تا هزار سال ديگر هي تكرار كنيد: سنت، مدرنيته، آخرش نمي‌فهميد چقدر از اين مشكل حل شده است ...

دکتر عبدالکریم سروش

البته وي خاطرنشان مي‌كند: اين را همين جا روشن كنم كه حقيقتا نمي‌دانم "جهان مدرن" بهتر است يا "جهان سنتي"؟ زندگي در دوران مدرن آدم را سعادت‌مندتر كرده يا زندگي در دوران ماقبل مدرن؟ نه تنها من نمي‌دانم كه گمان نمي‌كنم هيچ كس بتواند با برهان يا تجربه نشان بدهد كه مدرنيته بهتر از دوران سنت است يا دوران سنت بهتر است از دوران مدرن. هيچ يك از دو مدعا براي من مسلم نيست و از هر دو سو مي‌توان حجيت آورد. البته فراموش نمي‌كنم كه ما در دوران مدرن به دنيا آمده‌ايم و در آن زندگي مي‌كنيم. مسائل‌مان را بايد در همين جهان حل كنيم و لذا بايد اين جهان را بشناسيم. آرزوي بازگشتن به دوران ماقبل مدرن، "آرزويي محال" است و خوابي كه هرگز تعبير نخواهد شد. من به واقع نمي‌دانم بشري كه از دوران سنتي گذشته و به دوران مدرن رسيده، ترقي كرده يا دچار انحطاط شده است؟ ...

آن‌چه مسلم است، چالش‌بر‌انگيز بودن مساله سنت و مدرنيته است؛ واقعا سنت بهتر است يا مدرنيته؟ آيا اصلا انسان سنتي و انسان مدرن با يكديگر قابل مقايسه‌اند؟ آيا مدرنيته ما را رستگار كرده يا براي رستگاري بايد به سنت‌هاي‌مان بازگرديم؟ به راستي بازگشت به دوران ماقبل مدرن يك خواب تعبير ناپذير است؟ و ...

قطعا انديشيدن بر اين مساله و موضوعات مربوط به آن بيهوده نخواهد بود و اگر با "خيرخواهي" همراه باشد، شايد از دل آن نتيجه‌اي مثبت و روشنگر خارج گردد.

«حامي» از گراميان ارجمندي كه اين مطالب را مطالعه مي‌فرمايند، تقاضا دارد ضمن ارائه نظرات گران‌قدرشان در اين باب، ديدگاه‌هاي دانشمندان معاصر به خصوص دو انديشمند گرامي فوق‌الذكر را محققانه دنبال كرده و به واقع به اين مساله كه امروزه گريبان‌گير تمامي ساكنان كره خاكي شده است تا حصول به نتيجه اي كه آرام جان‌شان باشد، دنبال نمايند.

يا علي

حامي

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |