حامي
<<اندیشه ... عرفان>>
ای خدا ...
ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
باغ جان را تازه و سرسبز دار
قصد این مستان و این بستان مکن
چون خزان بر شاخ وبرگ دل مزن
خلق را مسکین و سرگردان مکن
بر درختی کاشیان مرغ تست
شاخ مشکن٬ مرغ را پران مکن
جمع و شمع خویش را بر هم مزن
دشمنان را کور کن٬ شادان مکن
گر چه دزدان٬ خصم روز روشنند
آنچه می خواهد دل ایشان مکن
کعبه اقبال این حلقه است و بس
کعبه ی اومید را ویران مکن
نیست در عالم ز هجران تلخ تر
هر چه خواهی کن ولیکن آن مکن
دیوان شمس/ حضرت مولانا

گنبد مقبرهي حضرت مولانا / قونيه - تركيه
نوشته شده توسط حامي
| لینک ثابت |

