تبليغاتX
حامي
بدون شرح سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 17:33

خیابان شهید مهندس موسوی

کوچه شهید مهندس موسوی !

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |

Can You Feel The Love Tonight یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 20:50
 ترانه " Can You Feel The Love Tonight " سروده تیم رایس 64 ساله، ساخته شده توسط التون جان 62 ساله و تنظیم شده توسط هانس زیمر که در سال 1994 برنده جایزه اسکار بهترین ترانه برای انیمیشن شیرشاه شده را از دست ندهید. (این موسیقی را بشنوید)

این فیلم و ترانه آن محصول کمپانی دیزنی است که با اقبال بسیاری در کشورهای مختلف جهان مواجه شد.

 

متن انگلیسی شعر:

Can You Feel The Love Tonight

 

There's a calm surrender to the rush of day

When the heat of the rolling world can be turned away

An enchanted moment, and it sees me through

It's enough for this restless warrior just to be with you

 

And can you feel the love tonight

It is where we are

It's enough for this wide-eyed wanderer

That we got this far

And can you feel the love tonight

How it's laid to rest

It's enough to make kings and vagabonds

Believe the very best

 

There's a time for everyone if they only learn

That the twisting kaleidoscope moves us all in turn

There's a rhyme and reason to the wild outdoors

When the heart of this star-crossed voyager beats in time with yours

 

ترجمه ای که با کمک یکی از دوستان عزیز انجام شد:

 

بعد از یک روز سخت، آرامشی از راه می رسد

وقتی که تنش های گردونه جهان از بین می روند

لحظه ای رویایی که مرا آرام می کند

با تو بودن برای این مرد نا آرام کافی است

 

و تو می توانی عشق را در این شب حس کنی

این جایی است که ما هستیم

همین برای این مرد سرگردان کافی است

که ما این فاصله را طی کنیم

و تو می توانی عشق را در این شب حس کنی

 بهتر از آرامش را پیدا کنیم

ساختن اسطوره کافی است

بهترین را باور کنیم

 

این بهترین فرصت است تا بیاموزیم

که شهر فرنگ ما را به خواست خود می چرخاند

در دنیای وحشی بیرون نظم و علتی وجود دارد

وقتی که قلب این مسافر بداقبال، در زمان با تو بودن می تپد

 

این ترانه، در تیتراژ پایانی انیمیشن شیرشاه استفاده شده؛ البته ترانه دیگری با همین عنوان و با کمی چاشنی طنز و تغییراتی در متن با همین موسیقی در متن سریال هم به کار رفته است. ( متن شعر دوم / موسیقی دوم را بشنوید) 

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |

چندين هزار اميد بنى آدم شنبه ششم تیر 1388 11:4

 

گفتم كه مژده بخش دل خرم است اين

مست از درم در آمد و ديدم غم است اين

 

تاريك من نديد گر چشم باغ گريه

اى گل ز بى ستارگى شبنم است اين

 

باز اين چه ابر بود كه ما را فرو گرفت

تنها نه من، گرفتگى عالم است اين

 

اى دست برده در دل و دينم چه مى كنى

جانم بسوختى و هنوزت كم است اين

 

بى راه مى زنى  آه از غمت كه زخمه

اى چنگى زمانه چه زير و بم است اين

 

يك دم نگاه كن كه چه بر باد مى دهى

چندين هزار اميد بنى آدم است اين ...

 

بخش هایی از سروده هوشنگ ابتهاج (سایه)

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |

ردپا پنجشنبه چهارم تیر 1388 22:53

 

مار از پونه، من از مار بدم می‌آید

یعنی از عامل آزار بدم می‌آید

 

هم ازین هرزه علف‌های چمن بیزارم

هم ز همسایگی خار بدم می‌آید

 

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغ

که من از این‌همه دیوار بدم می‌آید

 

دوست دارم به ملاقات سپیدار روم

ولی از مرد تبردار بدم می‌آید

 

ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو

که من از کار تو بسیار بدم می‌آید

 

عمق تنهایی احساس مرا دریابید

دارد از آینه انگار بدم می‌آید

 

آه، ای گرمی دستان زمستانی من

بی‌تو از کوچه و بازار بدم می‌آید

 

لحظه‌ها مثل ردیف غزلم تکراریست

آری از این‌همه تکرار بدم می‌آید

 

شعر از محمد سلمانی

نوشته شده توسط حامي  | لینک ثابت |