باید به هنر بازگشت؛ به اندیشه و عرفان !
میرحسین هم اشتباه کرد که آمد ...
این انتخابات شکست اخلاق بود.
/تحلیل مناظره ای که ۲ پیروز داشت!/
۷ دلیل برای اثبات پیروزی موسوی در مناظره با احمدی نژاد
می خواستم دیشب بلافاصله پس از شنیدن مناظره احمدی نژاد و موسوی، مطلبی را بنویسم اما اکنون به خاطر تاخیری که در این رابطه ایجاد شد و شاید بتوان آن را "توفیقی اجباری" نامید ناراحت نیستم! این تاخیر باعث شد به دور از فضای پرهیجان شب گذشته، هیاهوهای خیابانی، اخبار پی در پی و لحظه ای و خیلی مسائل دیگر این متن را بنویسم. این زمان موجب شد تا غیر از مناظره اول مهندس موسوی، گفتگوی او با محسن رضایی را هم نظاره گر باشم و علاوه بر آن واکنش های مردم به مناظره اول را به مشاهده بنشینم، تحلیل شبکه هایی چون بی.بی.سی و صدای آمریکا به این جریان را بشنوم و واکنش مسئولان و مقامات کشور را درباره مسائل مناظره دیشب شاهد باشم.
به هر حال به نظرم حتما تحلیل ماجرای دیشب، در امشب بهتر از دیشب است!
امروز درباره مناظره شب گذشته احمدی نژاد و موسوی خیلی صحبت ها شد؛ با مخالفان موسوی، با موافقانش، با بی طرفان و حتی با بی تفاوت ها؛ سیل پیامک هم که جاری بود از انواع مختلف! به جرات می توانم بگویم که غیر از یک طیف خاص که واقعا نمی دانم مبانی دینی، اخلاقی و شخصیتی شان چیست، تمام افرادی که از چند دقیقه تا چند ساعت با من صحبت کردند، از احمدی نژاد و رفتارش در مناظره با موسوی گلایه داشتند.
برایم جالب بود که حتی چند نفر از موافقان سابق رئیس جمهور کنونی و چند نفر از کسانی که درباره او و موسوی نظر ممتنع داشتند، با دیدن مناظره دیشب به نتیجه قطعی رسیده بودند: احمدی نژاد نه!

به نظرم نمی توان منکر این واقعیت شد که از جهاتی احمدی نژاد پیروز مناظره شب گذشته بود؛ او توانست در کمترین زمان ممکن بیشترین حملات را به حریفش بکند؛ البته این مسئله با توجه به شخصیتی که ما از او سراغ داریم خیلی بعید که نبود، هیچ، بلکه به میزان زیادی هم قابل پیش بینی بود. اما موسوی را خیلی ها نمی شناختند. خیلی ها با او به سفر انتخاباتی نرفته، یا در میتینگ هایش شرکت نکرده و حتی غیر از رنگ سبز که این روزها در هرجایی از کشور دیده می شود، نشان یا کلامی از او در ذهن نداشتند. این مسئله هر چند که در ظاهر به جهت شناخته تر بودن حریف موسوی به زیان او می نمود اما لوازم شکل گیری یک "استقرای ناقص" در ذهن عوام از او را نیز فراهم می کرد که شاید کمتر کسی از طرفداران احمدی نژاد به آن توجه کرده باشد.
من البته نمی گویم "استقرای ناقص" خوب است ولی اینجا روی سخنم با دوستانی است که مناظره شب گذشته را به کلی به نفع احمدی نژاد تفسیر کرده و موسوی را بازنده آن اعلام کردند. به دلایل زیر معتقدم موسوی در مناظره اولش با احمدی نژاد نه "پیروز مطلق" که حداقل "پیروز نسبی" میدان بود:
۱- جدل را احمدی نژاد شروع و به بیانی تیر اول را او به سمت حریف پرتاب کرد و این کار را خیلی سریع و صریح و شاید عجولانه انجام داد. این در حالی بود که مناظره را موسوی با لحنی آرام و ساده در حالی که مشغول پیدا کردن برگی از کاغذهایش بود، با آرامش مخصوص به خود پایان داد؛ قطعا نمی توان منکر تاثیر آخرین کلوزآپ برنامه مناظره بر ذهن مخاطبان شد که پس از "ده دقیقه طلایی" میرحسین، پایانی مناسب را برای یادآوری مجدد آرامش شخصیتی او برای مخاطبانش ایجاد نمود. شاید غرولند پایانی احمدی نژاد هم که به هنگام محو شدن تصویر بر صفحه تلویزیون همه شنیده شد، گلایه ای از همین فضا بوده باشد.
۲- اینکه "پیروزی مطلق" را به موسوی نسبت ندادم به این دلیل بود که واقعا احمدی نژاد در این مناظره به لحاظ تسلط، شکل دهی به حرکات روانی از جمله خنده های پی در پی و به کار بردن جملاتی چون "من به شما علاقه دارم" یا "سخن شما از روی بی اطلاعی است" یا طرح پی در پی مباحث پراکنده به مثابه شلیک های مداوم به رقیب از موسوی پیش بود اما گویا او و مشاورانش توجه نداشتند که این پایان کار نیست! آن ها گویا به "ظرفیت های بالقوه مردم پسند" که شخصیتی چون موسوی تا بالفعل کردن آن ها تنها یک لبخند فاصله دارد، غفلت کرده بودند.

۳- به همان مسئله "استقرای ناقص" بر می گردم؛ همانطور که گفتم به هیچ وجه قائل به صحت چنین رویکردی نیستم اما گویا گروه مشاوران احمدی نژاد فراموش کرده بودند که با طرح سلسله وار چند نام نمی توان به سادگی موسوی را به هاشمی متصل کرد؛ واقعیت این است که غیر از تصاویر مثبتی که از نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ذهن جوانان آن دوران و شاید نوجوانان دهه شصت وجود داشته باشد، قشر وسیعی از مردم ایران نسبت به میرحسین خالی الذهن بوده اند؛ هر چند که احمدی نژادی ها بدرستی تشخیص داده بودند که تداوم رفت و آمدشان به پاستور در گرو احیای "دو قطبی هاشمی و احمدی نژاد" است اما اشتباه استراتژیک آن ها در میدان مناظره با موسوی این بود که سناریوی اتصال موسوی به هاشمی یا سایر افرادی که به لحاظ اقتصادی مشکل دار خوانده شدند، بسیار ضعیف و ابتدایی طراحی شده بود.
گویا طراحان سناریوی مذکور چنین پنداشته بودند که جذابیت موضوع هاشمی برای افکار عمومی ایران به حدی است که ضعف های دیگر و گمانه های بعدی را عملا از نظرها دور می سازد. غافل از این که "استقرای ناقص" در این مرحله گریبان گیر آن ها خواهد شد. بر این اساس جدای از کسانی که رای به احمدی نژاد را تکلیفی شرعی می دانند، مابقی مردم رفتار 90 دقیقه ای موسوی را به حساب چارچوب های اصلی شخصیت او خواهند گذاشت و این برای کسی که در برابر حملات بی امان رقیب که اغلب خارج از چارچوب های انصاف و شرع و اخلاق بود، سکوت و تحمل را برگزید بهترین گزینه می توانست باشد. که چنین هم شد. در ضمن موسوی با عذرخواهی خود در آغاز مناظره با محسن رضایی و تاکید بر این جمله معروف که "ادب مرد به ز دولت اوست"، این حلقه را با هوشمندی تکمیل کرد.
۴- واقعیت این است که احمدی نژاد در این مناظره بیش از حد بر پتانسیل نهفته در نگاه مردم به خاندان هاشمی حساب باز کرده بود و این حرکت، اشتباهی مسلم بود. او گویا فراموش کرده که مردم ایران به "مظلوم" علاقه دارند و از جمله عوامل اصلی پیروزی 4 سال قبل او بر هاشمی هم همین خصوصیتش ولو در ابعاد شکلی بود. احمدی نژاد در مناظره با موسوی به گونه ای ناخودآگاه توپ مظلومیت را به زمین موسوی انداخت که حاصل جمع این ویژگی با خصوصیات اخلاقی میرحسین و سیادت او سه ضلع مثلثی را برای مخاطبان مناظره شبانگاهی ایجاد کرد که به وضوح یادآور شخصیت آرمانی "سید محمد خاتمی" در سال ۱۳۷۸ بود.
۵- یکی از دوستان حامی رئیس جمهور کنونی می گفت، خدا کند حرفهای احمدی نژاد دروغ بوده باشد تا تحلیلی که در نتیجه این صحبت ها متوجه کلیت کشور می شود و از بازرسی دفتر رهبری تا رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و طبقات پائین تر را شامل می گردد هم نقش بر آب باشد. برای این دوست، "اهمیت نظام" و آبروی آن خیلی بیشتر از "شخص احمدی نژاد" بود اما گویا برای احمدی نژاد چنین نبود! به نظرم بهترین واکنش به این مسئله را رقیب احمدی نژاد در مقابل میلیون ها مخاطب مناظره انجام داد که اولا با اشاره به منع شرعی این رفتار، وارد کردن اتهام به کسانی که برای دفاع از خود حاضر نیستند را ناصواب دانست و ثانیا این قبیل رویکردها را با وجود قوه قضائیه به مثابه نوعی "نقض غرض" برای نهاد قضائی کشور توصیف کرد مگر اینکه فساد مورد نظر احمدی نژاد غیر از مکان های مذکور، قوه قضائیه را هم فرا گرفته باشد که طبعا در این صورت "دوری باطل" ایجاد خواهد شد که در چنین نظامی شخص او چگونه به مقام ریاست جمهوری رسیده است!
۶- هر چند که موسوی را باید پیروز اخلاقی، اسلامی و منطقی مناظره با احمدی نژاد بدانیم اما این عناوین برای "پیروزی نسبی" در این مناظره نفس گیر کافی نبود و لذا موسوی با اشاره به مواردی چون ماجرای کردان، نقش معاون اجرایی احمدی نژاد در پرونده سازی برای رقبای او، ثروت میلیاردی وزیر کشور دولت نهم و اعتراض صریح به زندانی کردن دانشجویان ستاره دار در پایان سخنانش در کنار اشاره به مسئله ملوانان انگلیسی، هزینه های ماجرای هولوکاست، طرح چندین باره مسئله ترور رئیس جمهور و این قبیل موارد در ابتدای مناظره، احمدی نژاد را با قطاری از مسائل بی پاسخ در برابر مردم مواجه کرد. قطعا احمدی نژاد متوجه این ضربات شده بود که یکبار خواستار تمدید چند ساعته مهلت مناظره و بار دیگر قصد ورود به میان کلام موسوی را نمود که البته واکنش قاطع رقیب همراه با اشاره دست او مبنی بر اینکه "شما نباید در وقت من وارد شوید!" این روند را تکمیل کرد.
۷- نهایتا هر چند که معتقدم میرحسین می توانست بسیار قوی تر از آنچه که در مناظره ظاهر شد، خود را به میلیون ها ایرانی بنمایاند اما واقعیت این است که هر دو طرف مناظره در مدت 90 دقیقه ابعاد ویژه ای از خصوصیات رفتاری، شخصیتی، اخلاقی و دینی شان را برای ایرانیان نمایش دادند.
هر چند که احمدی نژاد در "فن جدل" به مراتب قوی تر از موسوی بود اما هیچ کس منکر "برتری اخلاقی" موسوی در این مصاف نقس گیر نبوده و نیست و اخلاق پیروز واقعی این مناظره بود نه جدل! هر چند که شاید جدل را برخی بیشتر بپسندند.
انتخابات ۲۲ خرداد، در واقع انتخاب بین دو رویکرد مدیریتی است: "مدیریت جدلی" یا "مدیریت اخلاقی".
